شيخ ذبيح الله محلاتى
85
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
است سلام بر تو باد يا رسول الله سلام وداعكننده كه از مواصلت و پيوستكى ملال بهم نرسانيده باشد و از روى دلگيرى مفارقت ننمايد اينك با تو وداع مىكنم و مىروم ولى وداع من از روى ملال و دلگيرى نيست اگر از نزد قبر تو بروم از روى ملال نيست و اگر نزد قبر تو اقامت نمايم از بدگمانى من نيست از ثوابهايى كه خداوند وعده فرموده صابرين را آرى صبر كردن مباركتر و نيكوتر است و اگر بيم غلبهء و شماتت كسانى كه بر ما مستولى شدند نبود البتّه اقامت نزد قبر ترا بر خود لازم مىدانستم و در نزد ضريح تو اعتكاف مىنمودم و در اين مصيبت در ناله و عويل كوتاهى نمىكردم مثل اينكه فرزند او مرده باشد همانا خدا بينا و شنواست و مىداند كه من از ترس دشمنان دختر ترا پنهان دفن مىكنم أن دختر تو كه حق او را بظلم ماخوذ داشتهاند و ميراث او را علانيه غصب كردند و بقهر و غلبه او را محروم كردند و حال آنكه عهد تو مدتى نگذشته بود و هنوز نام تو در ميان مردم كهنه نشده بود يا رسول اللّه بسوى بارىتعالى اين شكايت بردم و در اطاعت تو تسلى و صبر نيكو و ممدوح است پس صلوات و بركات و رحمت واهب العطيات بر تو و بر دختر تو باد پس اين شعر را على عليه السّلام قرائت كرد : نفسى على زفراتها محبوسة * يا ليتها خرجت مع الزفراتى لا خير بعدك فى الحياة و انما * اخشى مخافة ان تطول حياتى علامة مجلسى در بحار مىنويسد كه چون امير المؤمنين عليه السّلام نعش فاطمه را بمصلى آورد و نماز بر او خواند ثم صلى ركعتين پس دستها بجانب آسمان بلند كرد فنادى هذه بنت نبيك محمد اخرجتها من الظلمات الى النور فأضاءت الارض ميلافى ميل فلما ارادوا ان يدفنوها نودوا من بقعة البقيع إليّ إليّ فقد رفع تربتها منى فنظر فاذا هى بقبر محفور فحملوا السرير اليها فدفنوها فجلس على عليه السّلام على شفير القبر فقال يا ارض استودعتك وديعتى هذه نبت رسول اللّه فنودى منها يا على انا ارفق بها منك فارجع و لا تهتم فرمود اين دختر پيغمبر تو است كه او را بركزيده داشتى اين وقت يك ميل در يك ميل زمين روشن كرديد در انحال قبري ساخته و پرداخته نمايان شد و ندائى از او شنيدند